سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

وبلاگ گروهی همه ی بچه های تهران

صفحـہ اصلے آرشـ ـیو مطالـ ـب ایمـ ـیل پروفـ ـایل طـ ـراح قالـ ـب

سلام دوست جونا

 

نایت اسکین

 

 

 

 نایت اسکین

 

 

 
یادداشت ثابت - یکشنبه 94/3/18 ساعت 7:13 عصر توسط بهروز نظر

تو اتوبوس نشسته بودم پیرزنه ازم پرسید ؟

تو اتوبوس نشسته بودم پیرزنه ازم پرسید ؟





کجادرس میخونی؟


گفتم گرگان مادرجون.


گفت: کرمان؟


گفتم:نه گرگان.


گفت:کجای کرمان.


گفتم :نه گرگان


گفت:گفتی کجای کرمان؟


دیدم زشته تو اتوبوس صدامو ببرم بالا گفتم:اره کرمان


گفت:پس گوه میخوری هی میگی گرگان.!!


ینی خدا شاهده مسافرا صندلیارو گاز میگرفتن ازخنده!!????????



جمعه 94/8/29 ساعت 9:3 عصر توسط بهروز نظر

طنز

امتحان زبان فارسی داشتیم حسابی خونده بودم طوری که تنهاکسی که20شدمن بودم

ونمره شم مال خودش بود(بدون تقلب و....)

داداشم مانی اصلادرس نخونده بود واتفاقاکناردست خودمم نشسته بود

من شروع کردم به نوشتن هی نگاه درودیوارمیکرد...

تااین که استادگفت فقط5دقیقه وقت دارین

مانی یادش افتادهیچی ننوشته چرخیدطرف من که براش بگم یابرسونم

هرچی باپیسسسس پیسس کردمحلش نذاشتم

درنهایت مجبورشدسرک بکشه روورقه م...

منم نامردی کردم دستامودورورقه حلقه زدم طوری که اصلانمیدید

زودم رفتم ورقه موتحویل دادم

دیدم ورقه مانی فقط دارای

نام:مانی   نام خانوادگی:؟؟؟   شماره دانشجویی:؟؟؟؟؟؟؟

بقیه ورق سفید...

آخرشم اون درس به اون سادگیوافتادمنم کلی بهش خندیدم

:)خخخخخخخخخ


دوشنبه 94/8/11 ساعت 1:50 عصر توسط هانیه نظر

دیشب

دیروزبعدازکلی کارتوخونه..شب پای تلویزیون خوابم برده بود

مادروپدرم دلشون نیومده بودمنوبیدارکنن

منم همونجاموندم دیگه....

نصف شب بهزادازکارش برمیگرده میبینه خودمونپوشوندم

مثلامیخواست آروم بگه:"بسم الله..."

من بیچاره ازخواب پریدم نشستم سرجام اونم تموم پله هایی که به طرف اتاقش میرفتویکی

درمیون پریدرفت بالا...

نمیدونم شایدجن دیده بودخخخخ:)


پنج شنبه 94/7/30 ساعت 3:1 عصر توسط هانیه نظر

سهلام ............

 

 

اس ام اس

اگر کسی شما را نپذیرفت

احساس بدی نداشته باشید

معمولا چیزهای گران را رد می کنند

به خاط اینکه نمی توانند از پس قیمت آن بربیایند!

                       .

                       .

                       .

                       .

                       .

فعلا خودتون رو اینجوری خر کنید تا ببینم بعدا چی پیدا میکنم براتون


سه شنبه 94/7/28 ساعت 11:53 عصر توسط مریم نظر

زمستان

 

صندلی های پر از برف

 

 

آهای زمستان،حواست جمع باشد. دور تو و برف و هوا و عاشقانه هایت خط خواهم کشید...

اگر با آمدنت عشقم یک سرفه کنــــــــــد!


جمعه 94/7/24 ساعت 9:12 عصر توسط هانیه نظر

یا حسین

 

 

 


جمعه 94/7/24 ساعت 7:48 عصر توسط بهروز نظر

دانشگاه

روزاولی که باداداشم رفتم دانشگاه خیلی خنده داربود:

منوداداشم باهم رفتیم دم درکلاس

مانی:کلاس این کتابه اینجاس؟؟

یکی ازپسرای کلاس:آره داداش بیاتو

رفتیم کنارهم نشستیم،همه یه جوری نگاهمون میکردن آخه هیچ شباهتی بهم نداریم

یهواستاداومدتو،بعدسلاموخیرمقدم گفتنش گفت:"قرارنیست اینقدعاشقانه بشینیم کنارعشقمون"

من ازخجالت آب شدم

مانی خندیدوگفت:"استادمن داداش دوقلوشم"

استادفکرمیکردمانی داره مسخره ش میکنه گفت:"پاشواینجاجای مسخره بازی نیست"

مانی رفت طرف استاد؛اسامیونشون داداونوقت استادمون ضایع شد

استادسخت گیری بود،بچه هابدشون ازش میومدولی خیلی خووووب ضایع شد...


پنج شنبه 94/7/23 ساعت 9:11 صبح توسط هانیه نظر

صحبت

پسرودختری قبل ازازدواج درحال حرف زدن

پسر:اسمت چیه؟؟

دختر:پریسابهم میگن پری،اسم توچیه؟؟

پسر:چراغعلی بهم میگن گردسوز

:))))))))


چهارشنبه 94/7/22 ساعت 9:25 صبح توسط هانیه نظر

زن عاشق میگه : \اگه اتفاقی برات بیفته میمیرم

 


زن عاشق میگه : "اگه اتفاقی برات بیفته میمیرم


" ولی مرد عاشق میگه : "بمیرمم نمیذارم برات اتفاقی بیفته" . . . . . . .


به افتخار همه مردا و زنای عاشق که هردوشون زر مفت میزنن!


عشق واقعی موقع تقسیم ته دیگ سیب زمینی مشخص میشه



سه شنبه 94/7/21 ساعت 1:37 عصر توسط بهروز نظر
   1   2   3   4   5   >>   >